تبلیغات اینترنتیclose
تاریخچه ی تیم بایرمونیخ
تاریخچه ی تیم بایرمونیخ (تاریخچه ها,)


بایرن مونیخ مظهر فوتبال آلمان

 
باشگاه:  بایرن مونیخ F.C.bayern - مقلب به اف سی هالیود و قرمزهای باواریا
▪ رییس باشگاه:  فرانس بكن باوئر 
▪ استادیوم:  آلیانز آرنا
▪ سال تأسیس۱۹۰۰: میلادی 
▪ سایت رسمی باشگاه:www.fcbayern.de 
▪ پیراهن: قرمز 
▪ سرمربی:  لوئیس فان خال


فوتبال باشگاهها را در جهان از آن اروپایی ها می دانند و فوتبال جهانی رااز آن آمریكای جنوبی، اما اروپایی ها در این عرصه نیز مدعی اند.
  
آرژانتین در باشگاههای جهان نیز همیشه یكسوی قهرمانی بوده است. دانشجویان لاپلاتا در اوج آژاكس در اروپا با نمایشی از خشونت و فوتبال اصیل قاره خود با آنها مقابله كردند. اما رفته رفته زمانی كه پول نقش بیشتری در فوتبال پیدا كرد، بازیكنان برزیل و آرژانتین و حتی اروگوئه بسوی اروپا سرازیر شدند و باشگاههای آمریكای جنوبی افول كردند. در اروپا هر یك از باشگاهها دوران اقتدار نه چندان پایداری داشته اند. اگر مبدأ را بطور رسمی و قانونی میانه های دهه پنجاه میلادی قرار دهیم، رئال مادرید از اسپانیا شش سال اول آنرا در ید قدرت خود گرفت و با ستاره های خارجی خود قهرمان پی درپی اروپا شد. در آن سالها هنوز بارسلونا از نظر اقتصادی جان نگرفته بود و حریفی چون امروز برای رئال به حساب نمی آمد.
از دهه شصت، ایتالیا كه پایه های فوتبال را روی تیم ملی خود بنا نهاده بود، ظهور كرد. اتفاقاً هر دو تیم مدعی از میلان و سانسیرو آمدند. یكی با نام اینتر و دیگر آ.ث. میلان كه امروز میلان نامیده می شود. بحث امروز و این شماره رابه تیم و باشگاههای بزرگ اختصاص داده ایم و از بایرن مونیخ آغاز می كنیم؛ غول خفته ای كه بر سیستم های فوتبال اروپا و جهان تأثیر فوق العاده گذاشت و شیوه تازه ای از فوتبال را با نام شناور به نمایش گذاشت. اینتر میلان از این سیستم استقبال كرد و با گماردن دو مدافع برای شركت در حمله و كم كردن فاصله هافبكها با دفاع نوعی برنامه ریزی در فوتبال را باب كرد كه اصطلاحاً سخت ترین نوع فوتبال تا آن زمان بود. بایرن مونیخ در دهه هفتاد با اسكلت بایرن مونیخ، جام جهانی را نیز فتح كرد و از آن زمان ستاره های محوری فوتبال نبض تیمهای بزرگ را در دست گرفتند. كرایف در آژاكس، بكن باوئر در بایرن مونیخ، ریورا در میلان و ریوا در اینتر...
شهر زیبای مونیخ، كه مهد فوتبال آلمان به شمار می رود پس از برگزاری المپیك ۱۹۷۲ بسیار مشهور تر شد و با معرفی بازیكنان افسانه ای بزرگ به جهان فوتبال بیشتر بر سر زبانها افتاد. این شهر سه تیم بزرگ و رقیب دارد یعنی بایرن مونیخ و مونیخ ۱۸۶۰كه همیشه در جدال ربودن گوی سبقت از یكدیگرند، اما در این میان بایرن سهم بیشتری نسبت به دو تیم دیگر داشته تا جایی كه آنها را كاملاً از صحنه رقابت محو كرده است. باشگاه بایرن مونیخ آلمان در فوریه ۱۹۰۰ میلادی توسط «فرانتس جان» در یك رستوران به نام «گسیلا» واقع در شهر مونیخ تأسیس شد. این تیم از افرادی كه از تیم ام. تی. وی ۱۸۷۹ جدا شده بودند تشكیل شد و در ابتدا نام شوابینگر (محله ای كه رستوران در آن قرار داشت) را برای این تیم انتخاب كردند اما بعدها تغییر نام داد و تا سال ۱۹۳۲ منتظر ماند تا به نخستین قهرمانی اش در آلمان دست پیدا كند. موفقیت بندی آنها مربوط به سال ۱۹۵۷ می شود كه بیست و پنج سال با نخستین دستاورد آنها فاصله داشت. پس از آن آنها باز هم صبر كردند تا ستارگانی جوان و نوظهور از سال ۱۹۶۴ در این تیم حضور پیدا كردند، ولی هیچ كس گمان نمی كرد كه با شروعی چنین دیرهنگام بایرن به پرافتخارترین تیم آلمان و نیز به یكی از قدرتهای فوتبال اروپا بدل شود. با حضور بازیكنانی افسانه ای مانند فرانتس بكن باوئر، زپ مایر، اولی هوینس و گرد مولر این تیم تنها دو سال طول كشید تا به جام دیگری دست یابد و پس از آن با ادامه درخشش در فوتبال آلمان و اروپا جامهای زیادی را فتح كرد.

تاریخچه باشگاه



داستان از سال ۱۹۰۰ میلادی و با فرانتس جان شروع شد؛ یكی برلینی و هجده تن دیگر كه نخستین بازیكنان تاریخ باشگاه به حساب می آیند. در سال ۱۹۰۷ بود كه شیرازه یك تیم واقعی شكل گرفت زمانی كه قرمزهای بایرن به زمین اختصاصی خود در مونیخ و در خیابان لئوپولدگام نهادند. تیم رقیب محلی یعنی اف ث واكر در روز افتتاحیه با باخت هشت بر یك بدرقه شد و حساب كار دستش آمد. بایرن در سطح شهر مونیخ به یك تیم پرطرفدار تبدیل شد و اوج موفقیت آنها به سال ۱۹۱۰ برمی گردد، آنها در آن سال قهرمان منطقه شرق آلمان شدند. در سال پس از آن نیز بایرنی ها از عنوان خود بدون تحمل حتی یك شكست دفاع كردند. پس از آن یكی از بازیكنان به تیم ملی دعوت شد و این نشان پیشرفت خوب تیم بود. ماكس گابلونسكی نخستین بازیكنی بود كه پیراهن تیم ملی را بر تن كرد و در شانزدهم فوریه ۱۹۱۶ برابر بلژیك به میدان رفت. پس از آن همه چیز به سرعت پیش رفت و در سال ۱۹۲۰ بایرن با بیش از هفتصد عضو تبدیل به بزرگترین باشگاه مونیخ شد، یعنی دقیقا همان چیزی كه امروز هست. در سال ۱۹۲۶ تیم قهرمان منطقه جنوب آلمان شد و در سال ۱۹۳۲ نخستین قهرمانی اش در آلمان را جشن گرفت.

دوران بازسازی و احیاء ۱۹۶۷- ۱۹۴۶



پس از دوران تأسف انگیز و فاجعه بار جنگ جهانی دوم، فوتبال نیز نیاز به دورانی برای بازسازی داشت. تنها نه سال طول كشید تا با قهرمانی آلمانها در جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس آنهم به صورتی معجزه آسا شادی دوباره سراسر آلمان را فرا بگیرد و امید به رگهای مردم این كشور باز گردد. تیم زپ هربرگر برای نخستین بار آلمان را فاتح جام جهانی كرد. آنها در دیدار نهایی موفق شدند تیم قدرتمند مجارستان را در حالیكه دو بر صفر پیش بود، سه بر دو شكست دهند. این موفقیت تنها برای یك آلمانی زیاد خوشایند نبود و آنهم ژاكوب استرتیل بود كه باید نظاره گر بازی فرتیزوالتر می شد و نمی توانست به عنوان یار اصلی وارد میدان شود. در آن زمان او كاپیتان تیم فوتبال بایرن مونیخ آلمان بود. اما بعدها مشخص شد كه این یك استثناء بود كه تیم ملی آلمان بدون بازیكنان بایرن به موفقیت دست پیدا كند. لیگ های منطقه ای آلمان تا سال ۱۹۶۳ بیشتر ادامه نیافت و در همین سال بود كه بوندس لیگا، لیگ جدید آلمان شكل گرفت، اما بایرن اجازه حضور در نخستین دوره این لیگ را پیدا نكرد. نخستین مربی بایرن در شروع دوران طلائی اش كسی نبود جز تشیك كایكوفسكی. بایرن از سال ۱۹۶۴ وارد دوران تازه ای شد كه همواره با نام یك نفر عجین است، فرانتس بكن باوئر. البته بازیكنان بزرگ دیگری مثل گرهارد مولر، زپ مایرو اولی هوینس نیز در این مهم او را یاری دادند ولی هسته مركزی تفكر و راهبردی آنها خود او بود.

سالهای طلائی ۱۹۷۶ _ ۱۹۶۸



در سال ۱۹۶۸ مربیگری تیم به برانكوزپك واگذار شد. بایرن یكسال بعد موفق به كسب هر دو جام معتبر آلمان شد آنهم با اقتدار. آنها با اختلاف هشت امتیاز نسبت به آلمانیا آخن به مقام قهرمانی بوندس لیگا رسیدند و در دیدار نهایی جام حذفی نیز شالكه را شكست دادند. اما در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۰ رقیب همشهری رقابتی شانه به شانه را با آنها آغاز كرد و سرانجام مونشن گلادباخ بود كه دو سال پیاپی فاتح بوندس لیگا شد. در سال ۱۹۷۲ بایرن باز هم جام را پس گرفت و این بار با مربی جدید یعنی اودولاتك در ورزشگاه تازه تأسیس المپیك مونیخ بازی هایش را انجام می داد. این تنها موفقیت تیم نبود. گردمولر سانتر فوروارد بایرن و تیم ملی آلمان با بدست آوردن ركورد اعجاب انگیز چهل گل به عنوان آقای گلی بوندس لیگا دست یافت.



 


در این سال بایرن ركورد دیگری نیز بدست آورد یعنی با سیزده امتیازاختلاف قهرمان بوندس لیگا شد و واضح بود كه با این اقتدار فاتح جام اتحادیه آلمان نیز خواهد شد. كلن دیگر قربانی بایرن بود كه در وقت اضافه با نتیجه دو بر یك در این جام مغلوب باواریایی ها شد. اودولاتك دو قهرمانی دیگر در بوندس لیگا را نیز به افتخارات بایرن افزود و پس از آن مهمترین افتخار بایرن تا آن زمان را كسب كرد. قهرمانی جام باشگاههای اروپا. در آن بازی مونیخی ها تا آخرین دقیقه وقت اضافه یك بر صفر از اتلتیكو مادرید عقب بودند اما شوارتزن بك بازی را در آخرین لحظات به تساوی كشاند تا بنا به قوانین آن زمان بازی تكرار شود. در بازی تكراری یاران بكن باوئر با گل های گردمولر و اولی هوینس (هر كدام دو گل) به پیروزی رسیدند و برای نخستین بار فاتح جام باشگاههای اروپا شدند.

 

در همین سال آلمان با غلبه بر هلند و یوهان كرویف در ورزشگاه المپیك مونیخ برای دومین بار فاتح جام جهانی شد. تیم ملی آلمان با حضور چند بازیكن مونیخی از جمله فرانتس بكن باوئر، شوارتزن بك، گردمولر، پل برایتنر و اولی هوینس و با گل هایی كه دو تن از آنان یعنی برایتنر كه از روی ضربه پنالتی بدست آمد و گل فراموش نشدنی گردمولر به این مهم دست یافت.
سال بعد یعنی ۱۹۷۵ باواریایی ها باز هم فاتح باشگاههای اروپا شدند. آنها در دیدار فینال دو بر صفر لیدز را مغلوب كردند، اما كار به همین جا ختم نشد. بایرنی ها برای سومین سال پیاپی باز هم فاتح جام باشگاههای اروپا شدند و این بار با شكست یك بر صفر سنت اتی ین در شهر گلاسگوی اسكاتلند. آنها در همین سال برای نخستین بار با شكست بلو هوریزنته فاتح جام بین قاره ای شدند. اما اینها آخرین فتوحات بایرن در قرن گذشته نبودند.

تغییرات و شروعی تازه ۱۹۹۰-۱۹۷۷

سال ۱۹۷۷ شروع دوران تغییر و تحول و بدون جام بود. فرانتس بكن باوئر، موقتاً از باشگاه خداحافظی كرد و راهی كاسموس نیویورك شد كه در لیگ آمریكا بازی می كرد. به همراه او گرد مولر نیز راهی آمریكا شد تا در فورت لاودردال بازی كند. در سال ۱۹۷۹ اولی هوینس تنها با بیست و هفت سال سن در پی یك مصدومیت شدید به عنوان مدیر فنی مشغول به كار شد. او جانشین روبرت شاون شد كه مشاور بكن باوئر بود. پال سرانی جای جیولالوران شد و رئیس باشگاه، نودكر نیز به خاطر عدم استقبال از ماكس مركل مربی لیون برای جانشینی لوران، این باشگاه را ترك كرد. رئیس جدید باشگاه ویلی اوهافمن نام داشت، اما دوران بهتری در راه بود. در سال ۱۹۸۰زوج برایتنر و رومینگه كه به براتینیگه مشهور شده بودند پس از شش سال قهرمانی را به بایرن بازگرداندند و این تیم فاتح بوندس لیگا شد.

 

 
سال بعد باز هم بایرن این عنوان را تكرار كرد و جالب این كه در هر دو سال، هامبورگ، اشتوتگارت و كایزرسلاترن دوم، سوم و چهارم شدند. سال ۱۹۸۲ بایرن فاتح آن بازی معروف در جام حذفی شد. در فینال جام حذفی آنها در حالی دو بر صفر عقب بودند، چهار بر دو پیروز شدند و اتفاق جالب این بود كه دیتر هوینس با سرشكسته تا پایان بازی ادامه داد و حتی موفق شد یكی از گل ها را به ثمر برساند. باواریایی ها در این سال حتی به فینال جام باشگاههای اروپا رسیدند ولی در نهایت شایستگی یك بر صفر مغلوب استون ویلا شدند.



در جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا، آلمان به دیدار نهایی راه یافت اما در نهایت سه بر یك مغلوب ایتالیا شد. در آن دیدار پل برایتنر تنها گل ژرمن ها را به ثمر رساند تا تنها بازیكن تاریخ آلمان باشد كه در دو دیدار موفق شده گلی به ثمر برساند.

پیش به سوی هزاره جدید ۱۹۹۹-۱۹۹۱

با رفتن یوپ هینكس در فصل ۹۲-،۱۹۹۱ سورن لربی جای او را گرفت، اما این برای بایرن فایده ای نداشت و او نیز بایرن را ترك كرد تا اریش ریبك جای او را بگیرد. فرانتس بكن باوئر و كارل هاینزرومینیگه ابراز تمایل كردند تا به تیم كمك كنند. در فصل ۹۴-۱۹۹۳ قیصر پا به عرصه گذاشت و خود به جای ریبك، مربیگری تیم را بر عهده گرفت تا بایرن را به قهرمانی بوندس لیگا برساند. پس از آن دوران تراپ فرا رسید و با وجود این كه او محبوب هواداران و رسانه ها بود، نتوانست موفقیتی كه پیش بینی می شد را برای بایرن به ارمغان آورد.



تیم در فصل ۹۵-۱۹۹۴ در جای ششم ایستاد و در نیمه نهایی جام قهرمانان مغلوب آژاكس شد. تراپ اخراج شد و اتوره هاگل جای او را گرفت و ستارگانی چون یورگن كلینزمن، آندریاس هرتزوگ و سیریاكو اسفورتزا را به تیم آورد، اما او نیز در میانه فصل مجبور به ترك باشگاه شد و باز هم فرانتس زمام امور را به دست گرفت. آنها به دیدار نیمه نهایی جام یوفا كه هرگز آن را فتح نكرده بودند رسیدند و زمانی كه در المپیك مونیخ دو بر دو با بارسلون مساوی كردند همه فكر كردند كه دوران قیصر و بایرن به سر رسیده و كار این تیم تمام است اما این طور نشد. در شانزدهم آوریل ۱۹۹۶ بایرن با دو گل دیرهنگام ماركوس بابل و ویتزك در نیوكمپ موفق به شكست بارسلون شد و به دیدار نهایی راه یافت. هواداران مونیخ هنوز هم راجع به آن روز صحبت می كنند و از آن با لذت یاد می كنند.



در بازی نهایی جام یوفا بایرن در مجموع بازی های رفت و برگشت، پنج بر یك بوردوی فرانسه را كه ستارگانی چون زیدان و لیزارازو را در اختیار داشت، شكست داد و برای نخستین بار فاتح این جام شد كه جز معدود تیم هایی باشد كه هر سه جام معتبر اروپایی را فتح كرده و جالب این كه چند سال بعد این جام با جام برندگان جام اروپا ادغام شد و وجود خارجی نداشت. در سال ۱۹۹۷ تراپ باز هم به بایرن ملحق شد و در طول دو سالی كه در آنجا بود یك قهرمانی بوندس لیگا و یك جام حذفی برای بایرن به ارمغان آورد. پس از او مربی موفق دورتموند، اوتمار هیتزفلد به تیم آمد و به ركورد جاودانه پانزده برد پیاپی در بوندس لیگا دست یافت. بایرن به همراه هیتزفلد تا فتح جام قهرمانان پیش رفت ولی در دیدار نهایی با دو گل لحظات پایانی شرینگهام و سولشیائر دو بر یك مغلوب منچستر خوش شانس شد و نتوانست این جام را پس از بیست و سه سال بار دیگر فتح كنند.

سالهای هیجان، شور و افتخار ۲۰۰۳-۲۰۰۰



در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ بایرن انتقام خود را از رئال و منچستر گرفت و در دیدارهای یك چهارم و نهایی با اقتدار آنها را شكست داد و در نهایت با شكست والنسیا در میلان پس از بیست و پنج سال با شایستگی فاتح لیگ قهرمانان شد. ابتدای این دوره سال خداحافظی لوتارماتیوس از بایرن بود كه در دقیقه نود بازی برابر رئال مادرید در حالی كه بایرن چهار بر یك پیش بود از مونیخ خداحافظی كرد.



اوتمار هیتزفلد به عنوان یكی از پرافتخارترین مربیان باشگاه به شمار می رود زیرا او موفق شد چهار عنوان قهرمانی بوندس لیگا، سه مقام قهرمانی جام حذفی آلمان و یك لیگ قهرمانان را فتح كند.



شكارچیان عصر تازه بایرن مونیخ

فرانتس بکن باوئر ریاست باشگاه بایرن مونیخ

ایرن مونیخ امیدوار است پیوستن لوكار تونی ایتالیایی و فرانك ریبه ری فرانسوی به این باشگاه موجب اوجگیری مجدد این تیم معروف فوتبال آلمان شود و خود این مهاجمان معروف نیز مدعی اند كه تنها برای چنین امری به باواریا آمده اند و این كار را امكان پذیر خواهند كرد و در فصلی كه بایرن بدون سالی حمیدزیچ، علی كریمی و پیزارو تجربه خواهد كرد، به شكار جام ها خواهند پرداخت.ریبه ری ۲۵ ساله كه در ۳ سال اخیر در باشگاه المپیك مارسی فرانسه بازی های خوبی را انجام داده و با درخشش در جام جهانی سال پیش به یك پدیده بدل شده بود، در ازای ۲۵ میلیون یورو به آلیانز اره نا آمده است تا به گران ترین بازیكن و كلان ترین خرید در تاریخ حیات باشگاه بایرن تبدیل شود. لوكاتونی ۳۱ ساله هم كه با جدایی از فیورنتینا به سمت آلمان پر كشیده، روی دست بایرنی ها حدود ۱۱ میلیون یورو خرج گذاشته است. تصویر فعلی موجود در آلمان بر این پایه استوار است كه آمدن این دو بازیكن گلزن و فنی می تواند كارایی و طراوتی را برای بایرن به ارمغان بیاورد كه در بیشتر زمان ها در فصل گذشته فاقد آن بود و به همین خاطر نیز امكان فتح هر جامی را از دست داد.

فرانتس بکن باوئر در کنار کارل هاینتس رومنیگه - رئیس و نائب رئیس کنونی باشگاه بایرن مونیخ

كارشناسان معتقدند از زمانی كه میشائیل بالاك به چلسی كوچ كرد، عوامل قدرت و فرماندهی ( و تا حدی هم خلاقیت) در مركز خط میانی بایرنی ها كاهش یافت و لی حالا كه ریبه ری به مونیخ می آید، شاید قسمتی از این نقیصه جبران شود. بایرنی ها باید نگران جدا شدن اوون هارگریوز انگلیسی هم از جمع نفرات خود باشند، زیرا او نیز در ازای ۱۷ میلیون پوند به منچستر یونایتد كوچ كرده است، اما اگر به حرف های خود ریبه ری رجوع كنیم او جز امیدواری و دستاوردهای مثبت چیزی را در افق پیش رو برای مونیخ ها نمی بیند. او كه قرار دادی ۴ ساله با بایرنی ها بسته است. می گوید:«بایرن یك باشگاه آرزومند و قوی و صاحب نظام تشكیلاتی قدرتمندی است و برای استخدام من كارهای زیادی را صورت داد و در نتیجه جا داشت كه من هم با آنان همسو شوم. در یك سال اخیر من در مسابقه های مهمی حضور یافته ام كه فینال جام جهانی ۲۰۰۶ و دیدار پایانی جام حذفی فرانسه نمونه های روشن آن بوده اند. در هر دو فینال ما بازنده شدیم. اما من بدبین نیستم و به مونیخ آمده ام تا صاحب افتخارات و جام هایی بزرگ بشوم و فكر می كنم كه به این خواست و هدف خود نیز خواهم رسید. این پایه و لازمه كارنامه هر ورزشكار معروفی است و اگر می خواهید اوج بگیرید، باید چنین باشید.»

فقط در جام یوفا



از آن جا كه بایرن در فصل گذشته لیگ آلمان تنها به رتبه چهارم رسید، برای نخستین بار در ۱۰ سال اخیر در جام قهرمانان باشگاه های اروپا شركت نمی كند و به جام یوفا ارجاع شده است. با این اوصاف ادعاهای ریبه ری در این باره كه با نه گفتن به رئال مادرید (صاحب مجوز حضور در جام قهرمانان) به باواریا آمده است، بیشتر اسباب تعجب می شود.«بله، رئال خواهان من شد و این مسأله مرا بسیار به فكر انداخت و قیاس شرایط متفاوت ۲ باشگاه را موجه تر جلوه داد اما نام بزرگ بایرن سرانجام كار خودش را كرد و اجازه نداد كه به آنها نه بگویم. درست است كه فصل پیش برای آنها با دشواری زیادی سپری شد. اما چنین تیم هایی همیشه بازمی گردند و جبران مافات می كنند، با این كه بایرن در بیشتر اوقات قهرمان بوندس لیگا شده و این بار هم كوششی بزرگ را در دستور كارش قرار داده است تا دوباره اوج بگیرد و جذب چندین و چند نفر جدید در این ارتباط، نمونه و سند روشنی در این باره است.»لوكاتونی بلندقد و قوی هیكل نیز كه در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ در ۳۱ نوبت برای فیورنتینا گلزنی كرد تا نه تنها عنوان آقای گلی كالچو، بلكه كفش طلای اروپا را به دست بیاورد. مثل ریبه ری از امكانات و مقام ها و جام های تازه ای سخن می گوید كه احتمال دارد در فصل جدید به بایرن روی كند. «اگر من به مونیخ آمده ام، با همان باور و طرز تلقی است كه ریبه ری دارد. من هم مثل او معتقدم كه احیای این باشگاه كاملاً میسر است و مدیران بایرن تأكید كرده اند كه در این ارتباط چه چیزهایی را ازمن می طلبند. ما باید بیشترین تلاش خود را به كار گیریم تا این تیم مجدد صاحب جام های باارزش شود و عصر تازه و روشنی برای تیم شكل گیرد. خود من نیز از این كه در یك باشگاه تازه و محیط نو به میدان آیم و بخت آزمایی كنم، استقبال می كردم و باواریا چنین جایی برای من است.بایرن هنوز هم باشگاهی بزرگ و لبریز از امكانات و موقعیت های جدید است و باید از آن سود جست. وقتی با سران بایرن صحبت كردم، دیدم برنامه هایشان برای آینده دقیق و مفصل است و همین مسأله امیدها و عزم قوی تری را در من به وجود آورد. برخی خرده می گیرند كه الحاق به تیمی كه به لیگ قهرمانان اروپا راه نیافته، یك اشتباه استراتژیك است. اما فكر می كنم كه بایرن در پایان فصل بعدی به آن لیگ نیز از نو راه خواهدیافت. تازه، ما اگر در بوندس لیگا و جام یوفا هم بدرخشیم، به خودی خود یك توفیق بزرگ برای ما در فصل آینده خواهدبود و این چیزی است كه هدف گرفته‌ایم.»
ریبه ری می گوید هموطنش ویلی سانیول كه پیستون راست بایرن است، سهم مهمی در الحاق او به این تیم داشته است. «من با سانیول درباره این انتقال و پذیرش یا رد پیشنهاد بایرنی ها بسیار مذاكره كردم و او مرا تشویق به این كار كرد. حتی یادم می آید كه در ایام برگزاری جام جهانی ۲۰۰۶ درخاك آلمان در این باره بسیار صحبت كردیم و او همیشه نكاتی مثبت را در این باره به من می گفت. درنهایت مرا متقاعد كرد كه تصمیم آمدن به مونیخ یك اقدام صحیح از جانب من خواهدبود. بایرن باشگاه بزرگی است و فكر نمی كنم كه حضورم در یك تیم خارجی به شانس ها و جایگاه من در تیم ملی فرانسه لطمه ای واردكند، زیرا در اردوی ملی ریموند دومنك (سرمربی تیم) و دیگران هوای مرا دارند بنابراین همه توجه من از این پس به بوندس لیگا و فصل آتی آن معطوف خواهدبود. آن جا كه مسائل و نبردهایی جذاب انتظار مرا خواهدكشید.»

تگ هاي مرتبط با اين مطلب : ,
نويسنده : پدرام خاکی | تعداد بازديد : 1256
[+] | امتياز : 0 | امتياز شما : 1 2 3 4 5 6 |
يکشنبه 27 شهريور 1390 | 17:29

آخرين پست ها :
استقلال بهتر است یا پیروزی ؟
مزده بازی آنلاین فوتبال هم آمد
تاریخچه ی تیم آث اینتر
تاریخچه ی تیم آث میلان
تاریخچه ی تیم رئال مادرید
تاریخچه ی تیم بایرمونیخ
تاریخچه ی تیم بارسلونا
فوتبال
شنا
تکواندو
بوکس
کاراته
صفحات ديگر :